محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6069

تاريخ الطبرى ( فارسي )

در اين سال بختيشوع طبيب يكصد و پنجاه تازيانه خورد و قيد سنگين بر او نهادند و در مطبق زندانى شد ، در ماه رجب . در اين سال روميان بر سميساط هجوم آوردند و كشتار كردند و نزديك پانصد كس را بكشتند و اسير گرفتند . على بن يحيى ارمنى به غزاى تابستانى رفت مردم لولوه تا مدت سى روز نگذاشتند سالارشان به قلعه بالا رود ، پس شاه روم بطريقى را سوى آنها فرستاد كه براى هر كدامشان يك هزار دينار تعهد كند كه لولوه را به دو تسليم كنند كه وى را به نزد خويش بالا بردند ، مقرريهاى گذشته با هر چه مىخواستند به آنها داده شد ، سپس لولوه و بطريق را به بلكاجور تسليم كردند به ماه ذى حجه . بطريقى كه فرمانرواى روم سوى آنها فرستاده بود لغثيط نام داشت ، وقتى مردم لولوه او را به بلكاجور و به قولى به على بن يحيى ارمنى تسليم كردند ، وى را به نزد متوكل برد ، متوكل نيز او را به فتح بن خاقان داد كه اسلام بر او عرضه كرد كه نپذيرفت . گفتند : « ترا مىكشيم . » گفت : « شما بهتر دانيد » شاه روم نامه نوشت و به جاى او هزار كس از مسلمانان را مىداد . در اين سال سالار حج محمد بن سليمان عباسى بود كه به نام زينبى شهره بود ، وى ولايتدار مكه بود . نوروز متوكل كه با تاخير آن به خراجپردازان ارفاق كرد ، روز شنبه يازده روز رفته از ماه ربيع الاول اين سال بود ، هفده روز رفته از حريران و بيست و هشت روز رفته از ارديوهشت ماه . [ 1 ] بحترى طايى شعرى گفت به اين مضمون : « روزى نيروز به روزگارى بازگشت « كه اردشير آن را نهاده بود . »

--> [ 1 ] كلمهء متن